X
تبلیغات
Passion


Passion

براي خنده هاي امروز ،‌ اشك هاي فردا را بايد ريخت...
براي در آغوش گرفتن امروز دست هاي خالي فردا را بايد جست...
براي هم صدايي امروز سكوت بي صداي فردا را بايد شنيد...

نوشته شده در 91/04/28ساعت توسط سوسن| |

چیزی که باعث شد مدتی از نوشتن دست بکشم ، علاوه بر مشغله زیاد ،حس قشنگ نوشتنم نمیومد

در نتیجه بی خیال شدم و گفتم ساده می نویسم

چه کسی بخونه چه نخونه واسم مهم نیست ... واسه دله خودم می نویسم

یه مدته آدم بدی شدم

داره از خودم بدم میاد،محبوبیتم بین اطرافیام که جدیدن دورمو گرفتم کم شده...

گاهی اوقات تمام روز در حال نقش بازی کردنم ، دلم واسه خودم تنگ شده!!!

نقشی که دارم بازی میکنم اصلا قشنگ نیست

اعتماد به نفس بالا داره، خسیسه، خودشو میگیره ، فکر میکنه از همه بهتره و همه چی بلده،پر رو و زبون درازه،به کسی محل نمیزاره،مغروره،خودخواهه،بی معرفته،ترش رو ، ایراد گیر، حسود و ...

کلا منفوره!!

در حالی که قبلا کاملا بر عکس اینا بود!به خدا راست میگم!

البته شرایط محیطی هم این اخلاق رو می طلبید ولی من هم دیگه شورشو در اوردم!

جدیدا تصمیم گرفتم تو این سال جدید آدم بشم ، خودم بشم ، میترسم به این هیولا عادت کنم و واسه همیشه هیولا بمونم ، بهتره هر چه زودتر بزارمش کنار برگردم به خودم...

کاری هم به شرایط محیطی نداشته باشم!

بگذریم....


سالی که گذشت 91 منظورمه،سالی پر از موفقیت واسم بود

به من ثابت شد که هر کاری شدنیه، فقط باید بخوام و خدا هم بخواد..

به توکل به خدا به شدت ایمان اوردم!

دیگه میتونم حکمت خدا رو درک کنم!

یه کم بی معرفت شدم

قراره از شنبه خودمو اصلاح کنم

فقط امیدوارم خدا کمکم کنه و این شنبه از اون شنبه ها نباشه که پشت گوش بندازم...


همین دیگه!



نوشته شده در 92/01/16ساعت توسط سوسن| |


یه صفحه جدید

نه رنگ صفحه برایم آشناست نه رنگ قلم

همه چیز جدیده

دلم واسه صفحه قبلی تنگ شده

واسه خط خطی ها ...واسه خاطره هاش..

مجبورم کردن به جای خط خطی الفبا بنویسم

اونا نمیدونن من دلم خیلی هوس خط خطی کرده...

الفبا اصول داره ،معنی داره، نظم داره...

ولی خط خطی فرق داره ...

مشی دله!

مداد رنگیهامو  ازم گرفتن...به جاش یه مداد سیاه دادن دستم ...فقط یه دونه....

دلم واسه رنگاشون تنگ شده

خوبی مداد رنگی اینه که هر کاری کنی کاملا پاک نمیشه

اثرش همیشه میمونه

دلم به این خوشه که اثرات صفحه قبلی به هیچ وجه پاک شدنی نیست

درسته جاشون توی صفحه قبلیه ولی همینه که وجود داره یه دنیا ارزش داره!


نوشته شده در 91/07/16ساعت توسط سوسن| |

يه سفره كوچيك نون و پنير

نون گرم...پنير خونگي...

جاشو ميده به يه پاكت پيتزا!!! يه پيتزاي 8 تكه!

هر كس هر تكشو يه جا سرو ميكنه...يكي ايستاده ...يكي نشسته...يكي هم جلو تلويزيون

آخر شب همه ترش ميكنن

پيتزا كه باز هم همون نون و پنيره با يه خورده مخلفات

دليل ترش كردن همون تكه تكه شدنه


پ.ن:مطلب علمي نبود...

پ.ن:حس تكه تكه شدن اصلا جالب نيست!

پ.ن:بيخيال دلم گرفته بود بستمش به دري وري...

نوشته شده در 91/06/21ساعت توسط سوسن| |

سکوت ناب ات دردناک ترین واژه ها بود!

سردی نگاهت مرا بیگانه بدل کرده بود!

فریاد های ضجه بارم تو را کر کرده بود؟!

چشمان تضرع آمیزم تو سنگدل کرده بود؟!

زانوان لرزانم تو را استوار کرده بود؟!

هدفت از رمق افتادن من بود؟

حیف که نمیدانی بدذاتی تو تولد دوباره من بدون تو بود!



نوشته شده در 91/06/19ساعت توسط سوسن| |